نگاه کوتاه بر کارنامه دوره‌ی امانی


  • 10 مياشتي دمخه (21/09/2020)
  • حضرت نادري
  • 269

 



96 سال پیش از امروز، با تلاش‌های امان‌الله خان، پادشاه وقت افغانستان، استرداد استقلال افغانستان از انگلیس به انجام رسید و شاه امان‌الله نخستین شورای ملی (مجلس) را در افغانستان تاسیس کرد. این مجلس برای اولین بار در سال 1299 مطابق برنامه‌های جنبش مشروطیت پایه‌گذاری شد.
 از مهم‌ترین اهداف امان‌الله به وجود آوردن نظامی که در آن حاکمیت قانون تحقق یابد، بود. به دلیل تحولاتی که در پیرامون افغانستان در کشورهای ترکیه و ایران تجربه شده بود؛ امان‌الله متاثر از آن اصلاحاتی را در افغانستان روی دست گرفت. 
اصلاحات سياسی امان‌الله در افغانستان، اولين گامی بود که تا آن زمان، در جهت نوگرایی و مدرنيزه کردن اين کشور برداشته شد. بررسی اصلاحات سياسی امان‌الله، در واقع بازگوی حساس‌ترين مقطع تاريخ افغانستان است که با تلاش جوانان تحول‌طلب و ترقی‌خواه و به رهبری امان‌الله رقم خورده است. در بخش سیاسی، شاه جوان افغانستان، نقش اساسی در برون ‌رفت افغانستان از انزوای سياسی - فرهنگی داشته است. 
استقلال سياسی افغانستان محصول و ثمره کار این مبارزه بود. در اثر مقاومت و مبارزات وی بود كه ملت ما به تمام جوامع تحت تسلط و دربند، بهترين نمونه و الگوی آزادمنشی بدل شد. 
شاه سابق، استقلال سیاسی کشور را که همانا حاکمیت فعال سیاسی بر بنیاد حق «خود ارادیت» است؛ را بدست گرفت. از همه مهم‌تر این که امان‌الله خان مشکل اساسی افغانستان را در زمان شاهی‌اش درک کرده بود. 
او به خوبی به این نکته پی برده بود، که سنت‌های پوسیده‌ی افغانی و فضای حاکم آن وقت ریشه‌ی تمام بدبختی و پسمانی این سرزمین است. 
اصلاحات سياسی امان‌الله، اولين و مهم‌ترين گامی بود كه در جهت تغيير نظام حکومتی و در جهت برون‌رفت افغانستان از وضعيت موجود برداشته شد. به همين لحاظ وی، دگرگونی‌هایی در ساختار نظام سياسی و نهادهای اجتماعی برای پيش‌رفت و مدرنيزه کردن افغانستان انجام داد.
امان‌الله خان در نخستين روز به قدرت رسيدن، در ميان جمعيت انبوه‌ در کابل سخن‌رانی کرد و استقلال خارجی افغانستان و آزادی فردی را در داخل کشور اعلام کرد و از مساوات و برابری، آزادی و رفع ظلم، عدالت و صداقت دولت جديد، سخن گفت.
در کنار این، امان‌الله بر خلاف گذشتگان دست به عمل زد و به قول معروف خلاف جریان آب به شنا پرداخت. او که از جوانان روشن‌فکر و ترقی‌خواه جامعه بود و تاج و تخت خودش را مرهون هم‌کاری و تلاش رفقای آزادی‌خواه خود می‌دانست، پس از به دست آوردن استقلال سياسی افغانستان، در جهت اهداف روشن‌فکران و اصلاح-طلبان جامعه گام برداشت.
به همین دلیل، اولین قانون اساسی پس از استقلال افغانستان توسط شاه امان‌الله خان در 28 اسد 1298 خورشیدی  برابر به 1919 میلادی فراهم گردید. 
تصویب اولین قانون اساسی که در 20 حمل 1302 خورشیدی 19 اپریل 1923 میلادی با عنوان نظام‌نامه‌ی اساسی دولت علیه افغانستان از جانب 800 نفر از ارکان دولت و سران قبایل که شاه در جلال آباد به نام لویه جرگه دعوت نموده بود، به تصویب رسید. 
به موجب این قانون که مرکب از 73 ماده بود، برای بار اول در تاریخ افغانستان قدرت شاهی توسط قانون و موسسات سیاسی مثل هیات وزرا، شورای دولت و محاکم محدود گردید و یک رشته از حقوق سیاسی افراد مثل آزادی بیان و نشرات یا مصوونیت مسکن و محرمیت مکاتبات تامین شد.
در کنار این امان‌الله خان، اصل برخورداری مردم از حقوق و آزادی‌های فردی، اصل حاکميت قانون، اصل رفع تبعيض، اصل تساوی شهروندان را نهادینه کرد و زمینه زیست مسالمت‌آمیز و برابری را برای همه‌ی باشندگان کشور فراهم نمود. 
همچنان امان‌الله خان به کمک جوانان تحول‌طلب داخلی و برخی کارشناسان ترکی و هندی که به افغانستان آمده بودند، برای تنظيم امور دولت تلاش نمود تا بر خرابه نظام کهنه قبايلی، شالوده دولت و اداره عصری را پی‌ريزی نمايد. از اين رو، ماشين دولت را بر سه چرخ؛ قوه: مقننه، قضایيه و اجرایيه، استوار ساخت.
شاه امان‌الله، تشکیلات نظامی کشور را تقريباً به طور کامل، با الگوگيری از ترکيه و آلمان سازمان‌دهی کرد. هدف او تشکيل يک اردوی جديد بود. با همه‌ی این‌ها و از آن جایی که شاه امان‌الله از کشورهای ترکیه و ایران متاثر بود، برخی از اقدام‌های او با جامعه‌ی سنتی آن وقت کشور همخوانی نداشت. او هرچند تلاش کرد که برنامه‌های خود را بر گرفته شده از دین اسلام به مردم معرفی کند اما این مجال کمتر برای او میسر شد و برخی از افراد با استفاده از همین فرصت علیه اصلاحات او عمل کردند. به همین دلیل، امان الله خان، در اثر فشارهای داخلی، مجبور به تعدیل اصلاحات شد، ولی از آن‌جایی که اصلاحات او و همسرش، نسبتاً شتاب‌زده بود، نتوانست میان نوآوری‌های خود و جامعه سنتی افغانستان آشتی ایجاد کند. بدین ترتیب، بار دیگر مخالفت با اصلاحات امانی آغاز شد و شاه، متهم به کفر و بی دینی شد و برنامه‌های او مخالف عزت افغانی و ارزش‌های اسلامی شناخته شد. سرانجام بر اثر اعتراض و شورش‌هایی که از طرف روحانیون دینی رهبری می شد، از قدرت کنار رفت.
سرخط ورځپاڼه