قسمت دوم : فدراليزم يا تجزيه عملی افغانستان


  • 10 مياشتي دمخه (21/09/2020)
  • ع/ شيرزوی
  • 338

 توطه استعماری 


حال ملاحظه ميکنيم که چې حوادث باعث ګرديدکه نظر سيستم فدرال بميان آيد ؟ وچه نتايج مصيبت باری برای افغانستان با ارمغان آورد ؟ 
حينکه اتحادشوروی در کابل در اوخر دهه ۱۹۸۰ درک نمود که شکست شان در افغانستان حتمی بوده وقراداد های مخفی مسکو با احمدشاه مسعود آنها را نجات نخواهد داد به بعضی تغيرات تاکتيکی و ستراتيژيک در تيوری و عمل دست زدند .
۱ : تعويض جنګ طبقاتی به جنګ قومی از طريق دامن زدن اختلافات قومې ، زبانی و مذهبی ۲ : نفوذ در ميان اقوام افغانستان به منظور در هم شکستن اتحاد ملی افغانها و تداوم جنګ قومی .
۳ : استقرار يک نظام ظاهًر اسلامی ( حکومت مسعود ، ربانی ۱۹۹۲ / ۱۹۹۶ تحت حاکميت پرچميان ببرکې و ستميان و عملی ساختن روحيه قراردادمخفی شوروی با احمدشاه مسعود .
۴ : تاسيس يک جريده ضد ملی بيرون مرزی « اميد » به منظوردامن  زدن اختلافات قومی و نژادی خلق نمودن ترس وو حشت ميان مردم ) 
۵ : پيش کشيدن موضوع فدراليزم غرض تجزيه عملی ونهايی  افغانستان .
اين طرح های تاکتيکی و ستراتيژيک ارتباط حلقه ای و زنجيری باهم داشتند که تهداب خط مشی شوروی و نظام ضد ملی ودست نشاندهاش در کابل در آوخر دهه ۱۹۸۰ تشکيل ميداد . هدف رژيم مورد حمايت شوروی در کابل در صورت سرنګونی کاملاً واضح بود :
به ارث ګذاشتن يک افغانستان نارام ودر نهايت مضمحل ایشان اظهار ميکردند که يا ما باشيم يا اينکه هيچ کشوری بنام افغانستان نباشد بعد از سقوط نظام دست نشانده مسکو تعدادی از اين نابکاران تاريخ به اساس تعلقات قومی در زير چتر حمايوی تنظيم های دين فروش وضد ملی قرار ګرفتند واز اين طريق در تضعيف جامعه افغانی کوشيدند يکې از اين توطيه های ضد ملی پيش کشيدن موضوع فدراليزم غرض تجزيه عملی افغانستان توسط غلامان حلقه بګوش دا داخلی پيش برده ميشد . در حقيقت اين يک طرحی دقيقی بود برای محو ونابودی کشور ما از نقشه جهان ، دست اندرکاران فاشيست اجانب بايد بدانند که فدراليزم متضمن توسعه آزادی های فردی ، سياسي و مدنی نيست ، بلکه در افغانستان فعلی يک سيستم ارتجاعی ضد ترقی و ضد مردمی است . فدراليزم يک عقبګرد فرهنګي وسياسي است که وطن عزيز مارا بسوی خانه جنګی دايمی بدتر از ساليان ۱۹۹۲ /۱۹۹۶ خواهد برد و نژاد پرستی را در دستور کار خود قرار خواهد داد .
خطرات فدراليزم در افغانستان 
۱ : آرزومندی روس ، ايران ،پاکستان و شايد هم هند در جهت اضمحلال افغانستان تحقق می يابد .
۲ : فدراليزم در افغانستان به معنی تقويه و تشويق نژاد پرستی و فيوداليزم قومی و نظامی خواهد بود مردم افغانستان نخواهد توا نست با هم کيشان خود در ساير نقاط کشور از ترس قوماندانان ، اربابان و فيودال های منطقوی تماس حاصل نمايند که اين خود باعث خواهد شد که هر منطقه با يک انزوای سياسي و منطقوي رجعت نمايد .
۳ : در صورت تاسيس يک نظام فدرالي تلاقی های فکری و فرهنګی ميان افراد کشور در سطح مختلف معدوم خواهد شد افراد محدود و منحصر به منطقه و ساحه خويش باقی خواهد ماند ودر زير ستم رهبران تنګ نظر وفاشستي خود دست و پا خواهد زد . 
۴ : فدراليزم خصلت کاملاً ارتجاعی داشته و زمينه ساز کشمکش وزدوخورد های طولانی خواهد بود .
۵ :  فدراليزم همبستګی ملی را که برای اعاده استقلال و حاکميت ملی افغانستان حتمی شمرده ميشود درهم خواهد شکست و مردم کشور را در مقابل هم قرار خوهد داد .
۶ : فدراليزم يک نوع توطه عليه تماميت ارضی کشور بوسيله اعمال اجانب است آرزومندی چنين اشخاص اين بوده است که افغانستان از نقشه دنيا محو و هر قسمتی از آن به ايران ، پاکستان و کشورهای آسيای مرکزی تعلق ګيرد . 
۷ : فدراليزم زمينه مداخلات اجانب خصوصاً کشورهای  همسايه را که آرزوی ديرنه در تصرف خاک های افغانستان را داشته اند بيشتر مهيا خواهد ساخت . همسايه های متجاوزبه بهانه های حمايت از هم کيشان نژادی و مذهبی خود يک قسمتی از قلمرو کشور ما بالا خص نواحی سرحدی را تحت تاثير و حتی اشغال خواهند داشت ، خصوصاً ادعای ايران بر قسمتی از خاک افغانستان در جهت تشکيل ايران بزرګ و يا توسعه طلبی پاکستان بسوی افغانستان و يا عظمت طلبی تاجکستان به منظور تشکيل يک تاجکستان کبير زنګ خطری ايست که صدای ان هر لحظه به احتزاز در خواهد آمد  
با عرض حرمت