میرویس یاسینی؛ مشاوریت در اینجا، خدمت در آنجا


  • 1 کال دمخه (21/09/2020)
  • پرویز جهش
  • 261

در حالیکه ملت افغانستان در اوج شکایت، نفرت، عصبانیت و هیجان علیه تجاوز پاکستان قرار دارد و مردم جهاد اعلام شده از شهرهای پاکستان علیه اطفال و زنان کشور را با اعتراض‌های گسترده و وسیع ملی تقیبح می‌کنند و برای اولین بار، پالیسی حکومت با نبض ملت در مطابقت قرار می گیرد، یکی از نخبه‌های سیاسی افغانستان، دوان دوان، خود را به خدمت دشمنان افغانستان می‌شتابد، غدارانه از تریبیون دشمن افغانستان، در تضاد با یک موقف ملی، و آنهم موقف حکومتی که خوداش کارمند و مشاور آن هست، سنگر می گیرد و با دفاع از قاتلان علنی مردم خود، خون اطفال و جوانان خود را با تزکیه قاتلان آنان، به مسخره می گیرد.
آقای یاسینی، که یکی از مشاورین ارشد نظام و نخبه‌های سیاسی کشور است، در مصاحبه خود با جیونیوز پاکستان همه ادعاهای نهادهای ملی، به شمول امنیت ملی را تکذیب کرد و گفت: وارد کردن اتهام بر پاکستان، مبنی بر اینکه  جهاد علیه افغانستان از شهرهای پاکستان راه اندازی می شود، سودی ندارد و حکومت افغانستان موقف کنونی را به علت اعتنا به خون شهروان خویش نه به دلیل فشارها وارد شده اتخاذ نموده است.
این دومین بار است که عین شخص، از عین تریبیون، صدای خود را با این حد بی شرمی، با صدای دشمنان همنوا می سازد. 
آقای یاسینی در مصاحبه قبلی اش اردوی ملی افغانستان را اردوی اجیر و در معرض متلاشی شدن عنوان کرده بود.
سوال در اینجاست که آیا ما راجع به مسایل و ارزش‌های ملی، حد و حدودی را به رسمیت می شناسیم؟ اگر میشناسیم، کدام حد؟ آیا حدی مهمتر از سرحد زندگی هموطن ما وجود دارد؟ اگر دشمنی با اطفال ما ما را تکان ندهد، و خط قرمز ما را تعیین نکند، پس چه چیزی برای ما خط قرمز خواهد بود و کدام ارزش برای ما اهمیت خواهد داشت؟ آیا ارزشی بالاتر از زندگی یک انسان معصوم، و آنهم یک انسان معصوم هموطن وجود دارد؟
آیا اعضای نظام افغانستان کدام استراتیژی مشخص ملی را دنبال می‌کنند، و یا اینکه هر کس، خودسرانه، مطابق به میل و سلیقه‌ی شخصی‌اش، هر چه دلش خواست، و در هر جا که دلش خواست ابراز می کند؟
چرا تلویزیون پاکستان برای مصاحبه در موضوعات حساس سرنوشت ساز تکراراً یاسینی را بر می گزیند؟
بدون شک، هدف نظامیان پاکستان این نیست تا صدای پلید خود را به عوض یک مبصره پاکستانی، از حلقوم یک افغان اجیر به گوش مردم برساند، اما این بازی خسته کن دیگر به پایان رسیده است. 
افغان‌ها در شناخت جواسیس پاکستانی ماهر شده اند، و صدای پاکستان را، از هر حلقومی که باشد، می شناسند، ولی ای کاش شناخت محض کافی می بود. 
برای اینکه یاسینی، خود را نماینده مردم عنوان می‌کند، مسوولیت اولی نیز به مردم افغانستان، به خصوص مردم شریف ننگرهار بر می گردد، تا این شخص را از نمایندگی خود خلع و سلب اعتماد نماید. 
بدون شک، پیگرد و محاکمه جاسوسان کار حکومت ولی به انزوا کشانیدن جاسوسان و خلع آنها از حیثیت و جایگاه اجتماعی کار مردم است. 
حکومت افغانستان نیز باید مرزها و حدود منافع ملی را شناسایی، تعریف و نگهبانی کند. آزادی بیان و آزادی فرد باید به معنی خیانت به خون مردم و همبستگی با قاتلان افغان های معصوم نباشد.
این مسوولیت نظام است تا اشخاصی را از درون نهادهای ملی برای بیگانگان خدمت می کند، شناسایی و تعقیب نمایند. تشخیص جاسوسان در جامعه افغانستان به کدام مهارت استثنایی نیاز ندارد. 
جاسوسان در افغانستان به اندازه ای بی شرم و بیباک شده اند که پیشانی آنها از اعتراف به جاسوسی خود هیچگاه عرق نمی کند. 
مگر کابل، چه کاستی هایی دارد که خانواده های اعضای ارشد حکومت هنوز هم در اسلام آباد و پشاور زندگی میکنند؟ آیا این خود دلیل و قرینه ای برای عدم اعتماد بر نظام و حکومت خود، و گرایش عاطفی، سیاسی و استخباراتی با کشورهای همسایه نیست؟
حالا معلوم خواهد شد که رئیس اجرائیه تا به کدام حد، به اظهارات دو روز قبل اش وفادار است و دیده خواهد شد که آیا این مشاور ارشد خود را به علت اظهارات ضد ملی، و منافی موقف اش تحت سوال قرار میدهد یا خیر؟
سرخط ورځپاڼه