لومړی پاڼه زموږ هدف کتابتون د ماشومانو لپاره انځورونه سندرې مرکې په غږ کې
سمسوراوبپاڼه  
خپلواکه، ټولنیزه او فرهنګی خپرونه
 
 
نوی شعرونه
17.06.2019 د ښاغلي احسان الله جرس شعرونه 17.06.2019 د ښاغلي اتل افغان شعرونه 17.05.2019 د ښاغلي نصيراحمد شهاب شعرونه 17.04.2019 د ارواښاد عمر دراز مروت شعرونه 27.11.2018 د ښاغلي نظیف تکل شعرونه 11.09.2018 د ښاغلي غازی نادان شعرونه 19.07.2018 د ښاغلي بهار عیار شعرونه
 
خاطره ای ازیک کنسرت احمد ظاهر
لیکوال: حفیظ الله خالد   نېټه: 19.06.2009   خپرونکئ:   سمسور  

بمناسبت سی ومین سالگره خاموشی شمع زندگی شادروان احمد ظاهراین هنرمند بی همتای کشور میخواهم خاطره ای از یک کنسرت احمد ظاهررا درشهرمزارشریف خدمت هموطنان گرامی تقدیم نمایم:
یکی از خصوصیات بارزمرحوم احمد ظاهرهنرمند پرآوازه کشور تواضع و شکسته نفسی همیشگی وی دربرابر مردم بود، با وصف آنکه وی به قشر بالائی جامعه تعلق داشت، پدر وی مرحوم دوکتورعبد الظاهر در زمان شاه  بحیث صدراعظم، وزیر صحت عامه ، رئیس شورا و سفیرتوظیف بود ولی احمد ظاهرهرگزخودش را از مردم خویش جدا و بلندتر تصورنه نموده در برخورد با هموطنانش از منتهای تقوا و شکسته نفسی کار میگرفت ،چیزی که متاسفانه امروز عده قلیلی از هنرمندان ما حایز چنین خصلتی هستند.
در مورد سخاوتمندی و احساس همدردی شادروان احمد ظاهر نسبت به افراد بی بضاعت جامعه باید یاد آور شد که احمد ظاهر همیشه دست کمک و مساعدت خویشرا به افراد نیازمند و بی بضاعت جامعه دراز نموده ، آقای ظاهرهویدا یکی از دوستان نزدیک وهمکار شادروان احٍمد ظاهر اخیرا در مصاحبه خویش بمناسبت سی و مین سالگرد یادبود احمد ظاهر در تلویزیون آریانا یادآوری نمود که  که احمد ظاهربارها مستخدمی بی بضاعتی را که قادر به خرید نسخه ادویه اعضای فامیل خویش نبود کمک مالی مینمود.
احمد ظاهردرحالیکه درخانواده یک شخصیت سرشناس سیاسی کشور ( دوکتورعبدالظاهر) بزرگ شده بود ولی علاقمندی زیادی به سیاست نشان نمی داد شاید او درک کرده بود  که اکثر سیاستمداران کشورما برای رسیدن به اریکه قدرت ازهروسیله ای استفاده نموه عده از آنها حتی از بکاربردن شیوه های غیراخلاقی چون دروغ ، ریا، فریب و وعده شکنی ها نیز ابائی ندارند و این چیزهای بود که احمد ظاهر با آن سازگار نبود، وی با مردم خویش صادق بود و نمی خواست آنها را فریب بدهد ،زمانیکه دوکتور عبدالظاهر خود را از مرکز ولایت لغمان برای وکالت در ولسی جرگه کاندید نمود احمد ظاهر در حالیکه میتوانست بحیث یک هنرمند محبوب کشور درکمپاین انتخاباتی فعالانه اشتراک و هزاران تن ازعلاقمندان هنرش را بطرفداری پدرش تشویق و ترغیب نماید ولی وی اینکار را نکرد و نخواست خود وهنرش را درخدمت سیاسیون کشورش قرار دهد  حتی اگرآنها ازخانواده وی نیز باشد و شاید همین مفکوره عالی ودوراندیشانه احمد ظاهر بود که امروزاحمد ظاهر وهنروی در قلب همه جا دارد  زیرا احمد ظاهرهرگزهنرش را در خدمت این و یا آن رژیم ویا ایدولوژی قرار نداد.
بهر حال برای اینکه این مقاله نیزرنگ سیاسی بخود نگیرد به اصل مطلب برگشته خاطره ای کنسرت ویرا در شهر مزارشریف  که بیش از سه دهه قبل یعنی در سال ۱۳۵۴ شمسی مطابق با ۱۹۷۵ عیسوی درصالون سینمای مزارشریف این شهرمولاء علی برگزار گردیده بود بمناسبت سالگرد یاد بود این هنرمند محبوب کشوربخدمت هموطنان تقدیم میگردد.
 در اواخر سال ۱۳۵۴ شمسی زمانیکه نگارنده قبل ازشمولیتم در پوهنتون کابل مدتی بحیث ژورنالیست در آمریت اطلاعات و کلتور ولایت بلخ ایفای وظیفه می نمودم در آن سالها معمول بود در اواخر ماه حوت و اوآیل حمل تعدادی از هنرمندان کشور از کابل به شهر مزارشریف رفته و با اجرای کنسرتهای موسیقی در شبهای میله گل سرخ  برگرمی و زیبائی جشنهای نوروزی می افزودند.
مرحوم احمد ظاهر نیز با گروپ موسیقی خویش به همین مناسبت به شهر مزارشریف آمده و با کنسرت زنده خویش شور وهیجان را در دل صد ها تن از علاقمندان آواز خویش برپا نمود. برای اشتراک در کنسرت احمد ظاهر عده زیادی از هواخواهان صدای وی از مناطق دور دست و  ولسوالیها به شهر مزارشریف آمده بودند.
کنسرت به علت علاقمندی حضار تا نیمه های شب دوام نمود، اشتراک کننده های کنسرت بطور پیهم  ورقه  آهنگ های فرمایشی را به احمد ظاهر ارسال می داشتند ، و در ین میان خاطره ای که بعد از گذشت سالها هنوز هم آنرا بیاد دارم مربوط به صحنه ای است که از جمع تماشاچیان کنسرت طفل خورد سالی در حدود هفت هشت ساله با ورقه آهنگ فرمایشی که بوسیله بزرگترهای خانواده فرمایش داده شده بود وارد لوژ گردیده، چون احمد ظاهر عادت داشت درجریان اجرای کنسرت نیز اعضای گروه موسیقی خویشرا بعضا رهنمائی مینمود متوجه موجودیت طفل کوچک در لوژ نگردیده وآن کودک نیز بعد از چند لحظه انتظار ورقه فرمایشی را بالای آله موسیقی گذاشته خود دوباره  لوژ را ترک نمود، در همین لحظه احمد ظاهراز صحبت فارغ و متوجه ورقه کوچک فرمایشی بر بالای آله موسیقی گردیده وی متوجه شد که طفلی کوچکی به فاصله پانزده، بیست  متر دورتر درحال ترک نمودن آنجاست ،بسرعت بطرف آن طفل کوچک که خود را به نزدیک خانواده خویش رسانیده بود شتافته و وی را در آغوش گرفته  بعد ازچندین بار بوسیدن دوباره به محل اصلی خویش در لوژ مراجعت نمود ، این صحنه که نمایانگرمحبت و مهربانی احمد ظاهر به اطفال کوچک بوده وخاطره آن در ذهنم ازسالیان درازی باقی مانده،هرسال هنگام تجلیل سالگره مرحوم احمد ظاهرآن صحنه درنزدم مجسم میگردد.
 روح این هنرمند محبوب و مبتکرکشور شاد باد

 
بېرته شاته